سلام به همه ...
اول از آخر بگم که ما چهارشنبه شب یعنی ۲۶/۶/۸۸ از سفر برگشتیم...
آرشا بعد از سفر خیلی بهونه گیر شده بود و همینطور بی اشتها تا پریشب که یهویی احساس کردم دمای بدنش بالاست و نصفه های شب تبش شدید شد تا صبح بهش هر ۴ ساعت استامینوفن دادیم و صبح بردیمش کلینیک اطفال...
چون اسهال هم بود دکتر واسش آزمایش نوشت ولی هیچ داروی دیگه ای نداد فقط همون استامینوفن همون موقع آزمایش رو انجام دادیم و پیش دکترش بردیم که خدا رو شکر گفت مشکلی نیست و ویروسیه...
از دیشب تا حالا خیلی بهتره...
و اما از کارای این گل پسملی بگم که خیلی بانمک شده البته برای اونایی که عاشقشن...
همچنان عاشق رقص و موسیقیه و البته در حال پیشرفت در رقصیدن دستاشو یه جور خوشگلی از مچ می چرخونه ... تازه به خاله هاشم می گه شما هم بیاین وسط و حتی اگه توی یه اتاق دیگه باشند وقتی صدای آهنگ رو می شنوه می ره میارتشون جلوی تی وی و خودش به پاهای اونا نگاه می کنه و سعی می کنه کاراشونو تقلید کنه...
صدای کلاغ و قورباغه و ماهی رو در میاره هنوز حیوونای دیگه رو یاد نگرفته...
روشن و خاموش کردن تلویزیون با کنترل رو بلد شده...
عاشق دو تا بازیه یکی این که قایم بشه زیر پتو و ما پیداش کنیم و
اینکه دنبالش کنیم و فرار کنه بدوه بغل مامان یا بابا که دنبالش نمی کنند
اینم اولین سوال و جوابهای ما و آرشا:
مامان: عزیز مامان کیه؟؟؟ آرشا: من
جیگر مامان کیه؟؟؟ من
خوشگل مامان کیه؟؟؟؟ من
و همینطور هر چی بپرسیم می گه من... گاهی که خیلی تند تند ازش سوال می کنیم اونم پشت سر هم می گه من من من...
الهی مامان فدات بشه امیدوارم دیگه هیچوقت مریض نشی عزیز دلم...
و اما شرح مختصری از سفر:
(توی این سفر مامان و بابام و خواهرام و یه خونواده ی شیرازی که از دوستامون هستند با ما همسفر بودند)
ما روز جمعه ۲۰ شهریور از اصفهان حرکت کردیم ناهار رو ابیانه بودیم و بعد از گشت و گذار در ابیانه به سمت تهران راه افتادیم...


شب رو خونه ی عمه ی آرشا بودیم و فرداش بعد از ناهار به سمت رشت حرکت کردیم.
شنبه شب رسیدیم انزلی و پس از دیدن تعداد زیادی ویلا بالاخره یه جای خوب پیدا کردیم که لب دریا هم بود... تا فردا ظهرش انزلی بودیم


و بعد رفتیم چمخاله اونجا رو دوستای شیرازیمون ویلا گرفته بودند ساحل تمیز و خوبی داشت سه شب اونجا بودیم البته روزهاشو اینور اونور می رفتیم ...
روز اول که ظهر رسیده بودیم و عصر رفتیم دریا...
روز دوم رفتیم جواهرده..

روز سوم لاهیجان - (شیطان کوه و تله کابین)





چهارشنبه هم بعد از تحویل ویلا رفتیم ماسوله ... جای همگی خالی حسابی بود عالی